تبليغاتX
کتابلاگ - ناشرانی که دوست‌شان دارم
احسان عزیز من را دعوت کرده به یک بازی تازه‌ی وبلاگی: نوشتن از ناشر مورد علاقه! تا آن‌جا که دیدم، افرادی که در این بازی شرکت کرده‌اند از ناشران قدیمی و استخوان‌خردکرده نوشته‌اند. من تصمیم دارم کمی ساختارشکنی کنم، یعنی از یک ناشر که مدت‌هاست تعطیل شده و از دو ناشر نسبتن تازه‌کار بنویسم. البته از قدیمی‌ترهایی که هنوز فعال‌اند هم یادی خواهم کرد. این هم ناشران مورد علاقه‌ی من.

۱) بنگاه ترجمه و نشر کتاب:

این مرکز نشر در سال ۱۳۳۲ بنا بر طرحی از احسان یارشاطر و با هم‌راهی ملکه‌ی وقت، ثریا پهلوی، و، مباشر وقت املاک و مستغلات پهلوی، امیراسداللاه علم، تاسیس شد و تا زمان وقوع انقلاب ۵۷ سرپا بود. فهرست صدها کتابی که این موسسه‌ی انتشاراتی طی، قریب به، بیست و پنج سال فعالیت‌اش منتشر کرده هوش از سر هر کس و ناکس می‌برد! کافی‌ست کمی با ادبیات آشنا باشید تا دریابید این موسسه چه خدمت بی‌نظیری، به ویژه، به ادبیات معاصر ایران کرده است. البته بنگاه فقط در زمینه‌ی ادبیات فعالیت نمی‌کرد و مجموعه‌ی متنوعی از دانش، نظیر ایران‌شناسی و معارف عمومی، را پوشش می‌داد، اما سری کتاب‌هایی که در زمینه‌ی ادبیات، و تحت سرفصل‌های «ادبیات خارجی»، «ادبیات جوانان و نوجوانان» و «متون فارسی»، چاپ کرد، صفت «بی‌نظیر» را شرمنده‌ی خود می‌کند! عرضه‌ی تعداد زیادی از به‌ترین آثار ادبی دنیا با ترجمه‌هایی قابل قبول از خدمات فراموش‌ناشدنی این مرکز نشر است، آثاری از شیلر، تورگنیف، بالزاک، هومر، گوته، شکسپیر، آندره ژید، سوفوکل، اسکار وایلد، ویکتور هوگو، کنوت هامسون، استاندال، لرمانتف، جاناتان سویفت، مولیر، جین آستین، ایبسن، ولتر، هسه و ده‌ها نام بزرگ دیگر. انتشار این آثار در سال‌هایی انجام شد که از آثار ادبی برجسته‌ی دنیا ترجمه‌های ارزش‌مندی به فارسی موجود نبود و بازار ترجمه در ایران محدود به چاپ کتاب‌هایی با اسم‌های جنجالی و طرح جلدهای سکسی و عوام‌پسند می‌شد.

من کشته و مرده‌ی کتاب‌های بنگاه ترجمه و نشر کتاب‌ام و سال‌هاست مشغول کامل کردن مجموعه‌ام هستم. البته چند مشکل هم وجود دارد! اول این‌که من چون مجموعه‌دارم فقط کتاب‌هایی را می‌خرم که از نظر ظاهری سالم سالم باشند و کاورشان از بین نرفته باشد، هم‌چون‌این آن «فرمان» اول‌شان هم، تا می‌شود، سر جای‌اش باشد! (اگر نمی‌دانید، بدانید که در صفحه‌ی اول همه‌ی کتاب‌های مجموعه عبارتی وجود دارد به این شرح: «به فرمان محمدرضا شاه پهلوی» یا ـ در نسخه‌های متقدم‌تر ـ «به‌فرمان اعلاحضرت محمدرضا شاه و ملکه ثریا پهلوی»! پس از انقلاب اغلب کتاب‌فروش‌ها از تر‌س‌شان این صفحه را کنده‌اند و نتیجه این شده که الان داشتن «فرمان» یک حسن برای کتاب‌های به جا مانده از بنگاه به حساب می‌آید و قیمت‌شان را بالاتر می‌برد!) اما مشکل دوم، بعضی کتاب‌های بنگاه الان از نایاب هم آن‌طرف‌تر رفته‌اند و شاید فقط چند نسخه‌‌ی سالم از آن‌ها وجود داشته باشد، مثلن «سزاربیروتو»ی بالزاک؛ پیداکردن این کتاب‌ها دردسر فراوان دارد. و سوم، کتاب‌های این مجموعه واقعن گران‌اند و روز به روز هم گران‌تر و نایاب‌تر می‌شوند.

سری کتاب‌های بنگاه برای نوجوانان هم معرکه است. مجموعه‌ا‌ی کامل از به‌ترین آثار ادبیات کودکان و نوجوانان دنیا. آثاری از برناردن دو سن پیر، ژول ورن، استیونسن، لافونتن، دیکنز، موپاسان،  آلفونس دوده، بلنتین، اندرسن و ...

من این مجموعه را هم با علاقه جمع می‌کنم و تا الان حدود بیست کتاب‌اش را تهیه کرده‌ام. هر چند هنوز برای خودم هم خواندنی و جذاب‌اند، اما دلیل اصلی‌ام برای جمع‌آوری این مجموعه چیز دیگری‌ست! اگر روزی فرزندی داشته باشم، به‌تر از این مجموعه برای کتاب‌خوان کردن و آشنا نمودن‌اش با لذت خواندن پیدا نخواهم کرد. فعلن هم مانده‌اند برای روزی که خواهرزاده‌ام به سن خواندن برسد.

و اما دو ناشر دیگر:

۲) ماهی:

گزیده‌کار و خوش‌سلیقه. به کتاب احترام می‌گذارد. چاپ، طرح جلد، کاغذ، حروف‌چینی، فونت نوشته‌ها و ... همه و همه بی‌نقص و عالی‌اند. آثاری هم که منتشر کرده از آثار طراز اول ادبیات جهان بوده‌اند؛ به‌خصوص، ادبیات آلمانی‌زبان احیای مجدد خود در ایران را مدیون نشر ماهی‌ست. «گریز به تاریکی» شنیتسلر، «مجموعه‌ی نامریی»، «اشتیلر» ماکس فریش، «داستان‌های کوتاه» و «محاکمه»ی کافکا، «گذران روز»، «میشاییل کلهاس»، «رنج‌های ورتر جوان» و ... وای! لذتی را که از خواندن این کتاب‌ها برده‌ام محال است فراموش کنم. کتاب‌های نشر ماهی یکی از یکی به‌تر و خواندنی‌ترند. تازه‌گی‌ها دو کار خلاقانه‌ی دیگر هم انجام داده که واقعن قابل تحسین است. اول این‌که، باتوجه به گرانی کتاب، چاپ کتاب‌های جیبی را، که ارزان‌ترند، در پیش گرفته و دیگر، چاپ کتاب‌هایی با موضوع سیاست، تاریخ و ایران‌شناسی. به‌عقیده‌ی من، آغاز به کار نشر ماهی از مهم‌ترین اتفاقات دهه‌ی هشتاد در صنعت نشر ایران بود.

۳) کتاب خورشید:

هر آن‌چه درباره‌ی احترام نشر ماهی به کتاب گفتم درباره‌ی نشر کتاب خورشید هم صدق می‌کند. این یکی البته از نشر ماهی کم‌کارتر است، اما به هم‌آن اندازه خوش‌سلیقه! مهم‌ترین کارش در این سال‌ها رونق دادن به ادبیات ایتالیایی در ایران است. چندین و چند کتاب بسیار خوب از ادبیات ایتالیا منتشر کرده و کتاب‌های دیگری نیز در دست چاپ دارد. انتشار مجموعه‌آثار ایتالو کالوینو و آلبرتو موراویا از کارهای قابل تحسین این ناشر است. من گمان می‌کنم مدیر این انتشارات، بیش‌تر از سودای پول، عشق به ادبیات و کتاب دارد و به هم‌این دلیل برای‌اش احترام قائل‌ام.

از شناخته‌شده‌ترها ققنوس و افق و چشمه و نیلوفر و مروارید و نگاه و آگاه و هرمس و نی و کاروان را دوست دارم. اگر بخواهم گلایه‌ای داشته باشم از نشر مرکز است. این موسسه‌ی انتشاراتی، به‌رغم این‌که کتاب‌های بسیار خوبی منتشر می‌کند، قیمت‌های نجومی و واقعن خارج از عرفی پشت جلد کتاب‌های‌ا‌ش می‌گذارد. ما که کارمان ادبیات است و به هر کیفیتی باشد برای تهیه کتاب ـ هر چه‌قدر هم گران ـ لنگ نمی‌مانیم، اما بارها در کتاب‌فروشی‌ها دیده‌ام که کتاب‌خوان‌ها کتاب‌های نشر مرکز را برمی‌دارند، نگاهی می‌اندازند و با حسرت سر جای‌اش می‌گذارند. در این مواقع از ته دل غم‌گین می‌شوم، حیف است کسی دوست داشته باشد کتاب بخواند و به‌خاطر نداشتن پول نتواند. اگر قرار بود به علی‌رضا رمضانی ـ مدیر نشر مرکز ـ سخنی بگویم، به او می‌گفتم: آقای رمضانی! تاریخ نشر ایران خدمات شما را هرگز فراموش نخواهد کرد. فقط ای کاش کمی بیش‌تر به فکر کتاب‌خوان‌ها بودید و کتاب‌های‌تان را با احتساب سود کم‌تری به بازار عرضه می‌کردید.

 

| لینک ثابت | 12:40